X
تبلیغات
حجره طلبگی

حجره طلبگی
وبلاگ شخصی محسن دامادی پور 
قالب وبلاگ
سایتهای مفید
سیر و برنامه ای که برای تحصیل فلسفه و  حکمت اسلامی در ذیل تقدیم شما می گردد٬ دوره ای عمومی برای دانش پژوهان حکمت اسلامی از جانب حجت الاسلام و المسلمین استاد خسرو پناه ارائه شده است که البته ایشان این برنامه را برای طلاب٬ از پایه دوم تا دهم ارائه کرده اند که افراد دیگر هم می توانند به فراخور استعدادشان از این برنامه بهره ببرند.

ما بدون هیچ توضیح و تحشیه ای متن نوشته ایشان را می آوریم:


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الرحمن الرحیم، مالک یوم الدین، ایاک نعبد و ایاک نستعین، اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم، غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.


طرح آموزشی حکمت اسلامی

مقدمه

طرح آموزشی حکمت اسلامی در دو دوره عمومی و تخصصی با هدف دفاع از دین و شریعت اسلامی و مذهب تشیع و با رویکرد آموزشی پژوهشی پیش بینی شده است. دانش پژوه، پس از گرفتن مجوّز از مدیریت محترم مدرسه و مشورت با استادان با تجربه و موفق، جهت شرکت در دوره عمومی طرح و جدیت ورزیدن و التزام نسبت به دروس متعارف دوره سطح حوزه و مطالعه و مباحثه دقیق آنها، به گذراندن دروس و مطالعه کتابهای معرفی شده در باب حکمت اسلامی اهتمام می‌ورزد و در دوره تخصصی نیز در کنار گذراندن دروس خارج فقه و اصول به تحصیل منابع دست اول مکاتب سه گانه فلسفه اسلامی و مکاتب فلسفه‌های غرب و کلام اسلامی عرفان نظری و غیره و پژوهش در آن زمینه‌ها می‌پردازد تا دانش پژوه به مرحله تولید علم و نظریه پردازی در عرصه حکمت اسلامی دست یابد. برنامه دقیق دوره تخصصی پس از گذراندن دوره عمومی به اطلاع دانش پژوهان می‌رسد. شایان ذکر است که دانش پژوه دوره عمومی در هر پایه به اجرای موارد ذیل ملزم است: 1- نوشتن چکیده و نمودار مطالب همه کتابها، 2- مباحثه و گفتگو پیرامون مطالب کتاب، 3- نگارش یک مقاله علمی با استفاده از منابع متعدد در پایان هر پایه، 4- طرح اشکالات و گفتگو با استاد. نکته مهم دیگر این است که موفقیت این طرح آموزشی- پژوهشی و دستیابی به اهداف پیشگفته، مبتنی بر اخلاص و توکل به خداوند متعال، توسل به اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، برنامه‌ریزی دقیق و نظم و انضباط در تحقق برنامه است.


برنامه دوره عمومی

این دوره از پایه دوم آغاز می‌شود و برنامه به ترتیب کتابهای معرفی شده پیش می‌رود. برخی از کتابها باید درس گرفته شوند و دسته دیگر با مطالعه انجام می‌پذیرند:
پایه دوم: درس: المنطق مظفر و مطالعه: رهبرخرد و ولاء‌ها و ولایتها و ختم نبوت و خاتمیت و مقدمه‌ای بر جهان بینی اسلامی
پایه سوم: درس: معرفت شناسی مقدماتی و مطالعه: مسأله شناخت و منطق کاربردی و توحید و نبوت و معاد و عدل الهی
پایه چهارم: درس: آموزش فلسفه(1) و مطالعه: شناخت در فلسفه اسلامی و مغالطات و فطرت و معارف قرآن(1)
پایه پنجم: درس: منطق شرح منظومه و آموزش فلسفه(2) و مطالعه: فرق و مذاهب کلامی و معارف قرآن (2)
پایه ششم: درس: کشف المراد(1و2) و مطالعه: گوهر مراد و معارف قرآن(3) و مدخل مسایل جدید کلامی
پایه هفتم: درس: کلام جدید(1) و فلسفتنا و مطالعه: اصول فلسفه و روش رئالیسم و جوهر النضید و معرفت شناسی در قرآن
پایه هشتم: درس: نهایه الحکمه(1) و کلام جدید(2) و مطالعه: تعلیقه‌های نهایه و تاریخ فلسفه اسلامی هانری کربن
پایه نهم: درس: نهایه الحکمه (2) و تلخیص الالهیات و مطالعه: شرح مبسوط منظومه و کلیات فلسفه و تاریخ ادیان
پایه دهم: درس: عرفان اسلامی و معرفت شناسی تکمیلی و فلسفه فلسفه اسلامی
                                                 

                                                                                                                   موفق و مؤید باشید
                                                                                                                  عبدالحسین خسروپناه
                                                                                                           موسسه حکمت نوین اسلامی
                                                                                                                      حوزه علمیه قم


برچسب‌ها: استاد خسرو پناه, روش تحصیل و تحقیق علوم عقلی و عرفانی, روش فلسفه آموزی و فلسفه پژوهی
[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد و الثناء لعین الوجود و الصلاة و السلام علی واقف مواقف الشهود محمد و آله امناء المعبود.

وقتی صحنه ای را از بالا نگاه می کنیم، اشراف و احاطۀ ما بسیار بیش از زمانی است که از درون به آن بپردازیم.

وقتی وارد شهری می شویم، آسان ترین راه برای آشنایی با آن شهر تهیۀ نقشۀ آن شهر است، نه گشت و گذار لذت بخش در آن. تهیۀ نقشۀ شهر، نگاه به شهر از بالا، از چشم یک پرنده یا از داخل یک هواپیما، یعنی صَرف نظر از جزئیّات و پرداختن به روابط و نسب کلان.

در مقابل، گشت و گذار در شهر عبارت است از دقت در جزئیات که انرژی و زمان فراوانی می طلبد و در نهایت نیز معلوم نیست ما را در جریان کامل کلیات و تجسّم درست نقشۀ هوایی قرار دهد، بلکه گاهی حیرت نیز می آفریند.

امام علی(علیهد السلام) به حارث بن حوط فرمود:

"یا حارث انّک نظرتَ تحتک و لم تنظر فوقک فَحِرتَ1"

ای حارث، تو به زیر پایت نگاه کرده ای و بالا را ندیده ای، لذا حیران و سرگردان شده ای.

برای ایمنی از این حیرت و سرگردانی در هر امری نیاز به بصیرت و معرفت نسبت به آن داریم. کسی که در هر کاری با بصیرت پیش رود از کار اندک خود بهره فروان می گیرد، اما کسی که بدون بصیرت و شناخت صحیح، حرکت می کند ممکن است پس از سال ها حرکت و تلاش در جای اول خود مانده باشد!

اما بصیرت چیست؟

بصیرت به معنای چشم باز داشتن و از بالا نگاه کردن است. بصیرت به معنای دائم به هدف نظر داشتن، اولویت ها را شناختن، راه ها را دیدن، نقشۀ کلان را پیش رو نهادن و حرکت از روی شناخت است و تنها به معنای " به کار خوب مشغول بودن" نیست.

امام صادق (علیه السلام) در رابطه با کار بی بصیرت می فرمایند:

"العامل علی غیر بصیرة کاسائر علی غیر الطریق لا یزیده سرعة السیر الّا بُعدا2"

کسی که بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که در بی راهه می رود. هر چه سریعتر حرکت کند دورتر می گردد.

امام علی (علیه السلام) نیز به کمیل فرمودند:

"یا کمیل! ما مِن حرکة الّا و انت محتاج فیها الی معرفة3"

کمیل! هیچ حرکت و رفتاری نیست مگر آن که تو در ان نیاز به معرفت داری.

یکی از مهم ترین و خطیر ترین حوزه هایی که قبل از ورود به معرفت و بصیرت نیازمند است، حوزه ی علوم عقلی و عرفانی است.

کسانی که به صِرف علاقه و اشتیاق به این علوم، دست به هر کتابی می برند و بدون روش و برنامه شروع به مطالعات پراکنده می کنند، نه تنها به نتیجه مطلوب نمی رسند بلکه در بسیاری موارد، نشاط علمی را از دست داده و دچار افسردگی علمی و حیرت و سرگشتگی روحی می شوند.

لذا بر مشتاقان و مریدان علوم عقلی و عرفانی شایسته بلکه بایسته است که این علوم الهی را با روش و شیوه صحیح و منظم دنبال کنند و هر کتابی را در جایگاه تعیین شده، تحصیل کنند.

محصّلان علوم عقلی و عرفانی دو دسته اند:

محصلان عمومی: این افراد کسانی هستند که خواهان تخصص و تبحّر و تعمّق در این علوم نیستند، از طرفی هم نمی خواهند از این علوم بی بهره باشند لذا می خواهند تا اندازه ای در خور و در  زمانی کوتاه مدت، از این علوم تحصیل و استفاده کنند.

محصلان تخصصی: این افراد کسانی هستند که گرایش اصلیشان به این نوع علوم معطوف است و دنبال تبحّر و تخصص و تعمّق در این دانش ها هستند به طوری که در انتهای سیر، صاحب نظر و اندیشه شوند و در سیر تطوّری و تکاملی علوم عقلی، نقش ایفا کنند. بی تردید این افراد برای رسیدن به این نتیجه به زمان زیادی احتیاج دارند که با اندیشه های مختلف آشنا شوند و آنها را بفهمند و هضم کنند و در نهایت اندیشمندی توانا در حوزه علوم عقلی و عرفانی گردند.

 برخی  از بزرگان و اندیشمندان معاصر و کسانی که این راه را طی کرده اند، برنامه هایی منسجم و منظم در شیوه تحصیل این معارف، ارائه کرده اند که ما در طی قسمت های مختلف آنها را در وبلاگ، به نفوس مستعده و شیّقه به کمال تقدیم خواهیم کرد، امید آنکه دلپذیر افتد و سالکان را راهنمای طریق باشد.

                                                                                   قوله سبحانه: انا لا نضیع اجر من احسن عملا

                                                                                                 کمترین: محسن دامادی پور

                                                                                                          1392/11/4             

                                                                                                       حوزه علمیه تبریز

پی نوشتها:

1. نهج البلاغه، خطبه262.

2. الکافی، ج1، ص43.

3. تحف العقول، ص171.


برچسب‌ها: روش تحصیل و تحقیق علوم عقلی و عرفانی, روش فلسفه آموزی و فلسفه پژوهی
[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم

هر جا که تفکر و اندیشیدن است، قابلیت خطا و اختلاف است و هر جا که قابلیت خطا نباشد، جایگاه فکر و اندیشه نیست بلکه فوق فکر است.

همه ی علوم فکری، مشحون از اختلافات نظری است و یکی از مهمترین عوامل این اختلاف ها دخالت وهم در مسایل فکری و عقلی است. عقل مشوب و آمیخته، همیشه اختلاف پذیر و خطا پذیر است.

از این رو است که خواجه طوسی در نمط اول اشارات می فرماید: "لا یُرجی أن یتطابق علیها اهل زمان و لا یکاد یتصالح علیها نوع الانسان." یعنی امید تطابق و توافق بر مسایل فکری نیست و نزدیک است که نوع انسان بر آنها تصالح و اتحاد نداشته باشند.

تنها علمی که قابلیت خطا در ان وجود ندارد، علم حضوری است که خودِ معلوم نزد عالم حضور دارد و بین عالم و معلوم یگانگی وجود دارد و واسطه و صورتی در میان نیست.

قابلیّت خطا نداشتن فوق احتمال خطا نداشتن است! فتامل

سرّ عدم اختلاف انبیا و اولیا این است که ایشان اهل فکر نبودند!

عارف ربانی، علامه حسن زاده آملی در این رابطه می فرماید:

" مقام انبیاء عظام، مقام "اذا شاء أن علم علم" و فوق تفکر است و اگر شخص عاقلی بگوید انبیاء عظام دارای فکر نبودند، تعظیم آنها کرده است و تنقیص نیست؛ زیرا فکر تهیه مقدمات و تروّی است در حالی که آنها دارای مقامی فوق این مقامات هستند که مقام وحی و عصمت است."

                                                                 (دروس شرح اشارات، نمط هفتم،ص160، با اندکی تصرف)





برچسب‌ها: علامه حسن زاده آملی, خواجه نصیر الدین طوسی
[ جمعه بیست و هفتم دی 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
کتاب اشارات و تنبیهات از مهمترین کتابهای فلسفی است که هنوز هم در حوزه ها و دانشگاه ها، جایگاه ارزندۀ خود را حفظ کرده و مورد توجه اعاظم از حکما و فلاسفه و عرفا می باشد.

چهار فکر و اندیشه بزرگ روی این کتاب کار کرده و زحمت کشیده اند که به ترتیب عبارتند از: ابن سینا، فخر رازی، خواجه نصیر الدین طوسی و قطب رازی صاحب محاکمات.

اگر کسی اشارات را خط به خط درست بخواند، تمام فلسفه مشّاء به دستش می آید و بر مبانی حکمی این مشرب فلسفی تسلّط می یابد.

کسانی که به اشارات تسلط دارند، کتابهای دیگر را خوب می فهمند و به خوبی هم تدریس می کنند.

اشارات واقعا نمونه است.

این حکیم فرزانه بر خواندن طبیعیات قدیم اعتقاد راسخی دارند و در این رابطه می فرمایند:

"متاسفانه در حوزه های علمیه امروز، طبیعیات خوانده نمی شود ولی به نظر من خواندن طبیعیات برای فهم درست فلسفه و الاهیات ضروری است. مطالبی که در الاهیات بر حکمت طبیعی متوقف است، با خواندن طبیعیات، بهتر و آن طور که باید، فهمیده می شود." انتهی کلامه و زید عزه

راقم گوید: متن کتاب "الاشارات و التنبیهات" به قلم قویم شیخ الرئیس ابن سینا است که دو شخصیت فاضل آن را شرح کرده اند: شرح جناب فخر رازی که نخستین شرح می باشد که البته جرح است تا شرح!

و شرح دیگر که خواندنش رایج است، شرح جناب خواجه نصیر الدین طوسی می باشد که این شرح دو هدف را دنبال می کند:

1) تبیین و تقریر و تفسیر متن اشارات

2) پاسخ به اشکالات و اعتراضات جناب فخر رازی

این کتاب به چهار بخش تقسیم می شود:

1) علم منطق و دانش ترازو که در 10نهج تحریر شده است.

2)حکمت طبیعی(طبیعیات و فیزیک قدیم) که در سه نمط تقریر شده است.

3) حکمت الهی و فلسفه اولی که در5 نمط تبیین گردیده است.

4) نمط9 و 10 از مباحث فلسفی فاصله می گیرد و مطالب عرفانی و سلوکی را مطرح می کند؛ لذا می توان گفت که این دو نمط، بخش چهارم کتاب به شمار می آیند.

ناگفته نماند که نمط هشتم این کتاب، برزخی بین فلسفه و عرفان است و زمینه ساز مقامات العارفین و اسرار الآیات است.

کسانی که به مباحث فلسفی و عرفانی گرایش دارند و دنبال تخصص در علوم عقلی هستند از خواندن این کتاب مفرّ و گریزی ندارند. این کمترین توصیه می کنم که این کتاب را از اول تا به آخر با فایل های صوتی درس استاد حشمت پور پیش بروید که لطایف و دقایق این کتاب با تدریس دقیق و موشکافانه این حکیم فرزانه به جانتان بنشیند.

والله المستعان و علیه التکلان



برچسب‌ها: استاد حشمت پور, اشارات و تنبیهات, ابن سینا, خواجه نصیر الدین طوسی
[ سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
در سفر وزیر امورخارجه به قم و دیدار با آیت الله جوادی آملی، این حکیم فرزانه با بیانی حکیمانه فرمودند:

اگر هم با آمریکایی ها دست می دید بلافاصله انگشتاتون را بشمارید.

همچنین ایشان امروز در درس تفسیر خود خاطرنشان کردند و فرمودند:

مستکبران هیچ تفاهمی را محترم نمی‌شمارند و اگر امروز عهدی می‌بندند، فردا آن را انکار می‌کنند.


برچسب‌ها: آیت الله جوادی آملی, سیاسی
[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
وقتی فایلهای صوتی این استاد چیره دست در حکمت را استماع می کنم، آنچنان عمیق و دقیق مطالب را بیان می کند که بهجت و سرور و شعف همه وجودم را فرا می گیرد و آرزو می کنم کاش روزی بشود که در محضرش به طور حضوری تلمذ کنم.

یکی از دوستان که توفیق تلمذ در محضر این حکیم فرزانه را داشته است در معرفی ایشان می گوید:

"خوشبختانه یکی از توفیقاتی که داشتم زیارت این استاد فرزانه بوده است. تا جایی که من جستجو کردم و شاید شما هم اینکار را کرده باشید هیچ عکسی از ایشان در وبسایت ها یافت نمیشود. شاید علت عمده ی آن این باشد که اجازه ی این کار از جانب خودشان داده نمیشود و این هم به تواضع ایشان بر میگردد.
هر کس ایشان را ملاقات نماید حتما تایید خواهد کرد که اصلا با آنچه در ذهن داشته است زمین تا آسمان متفاوتند، این هم به این خاطر که در نهایت سادگی و تواضع زیست میکنند.
بسیار زحمت کش و پر تلاش و خستگی ناپذیرند. در طول روز هم در حوزه و هم در دانشگاه تدریس میکنند.شنبه تا چهارشنبه، هر روز صبح تا ظهر 4 درس در حوزه دارند: شوارق الالهام از ملا عبدالرزاق لاهیجی (که کلام است)، شفا از ابن سینا( مشغول تدریس طبیعیات هستند)، زبدة البیان از مقدس اردبیلی ( که شرح آیات الاحکام بوده و از کتب سنگین فقهی است)، نهایة الدرایة از علامه شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی (از دقیق ترین کتب اصول فقه که بسیار سنگین است).
در اوقات دیگر روز و نیز پنج شنبه ها دروس دیگری نیز در حوزه تدریس میکنند از جمله: برهان شفا از ابن سینا(در علم منطق)، تحریر اقلیدس از خواجه نصیر ابدین طوسی ( در حساب و هندسه)، لوامع الانوار الالهیه یا شرح عرفانی صحیفه سجادیه، نهج البلاغه، شرح توحید صدوق و ...
همه ی این ها غیر از دروسی است که در دانشگاه تدریس می نمایند، جالب اینکه  ایشان میفرمودند که در ترم اخیر، 16 واحد درس در طول هفته در دانشگاه تدریس دارند در حالیکه باید حداکثر 8 واحد داشته باشند.

همه ی این تدریس ها یک طرف (که در بالاترین سطح انجام میشود)، باید در نظر داشت که برای همه ی این دروس مطالعه میکنند و کلا چیزی به عنوان فراغت و ... ندارند.
استاد معمولا سراغ تدریس کتبی میروند که کمتر کسی به تدریس آنها رغبت دارد مثل حکمه الاشراق، نجات، شفا، تعلیقات،. کتبی که توسط دیگرن تدریس شده و تدریس های خوب و شروح مناسبی از آنها موجود است را برای تدریس انتخاب نمیکنند چون ضرورتی برای آن نمیبینند. بارها گفته اند که کتب بسیاری زیادی باقی مانده که بسیار نفیس اند اما تدریس نمیشوند و اینها حیف است مغفول باشد.مثال میزنند به اینکه همه از ابن سینا فط اشارات و الهیات شفا را درس میدهند درحالیکه کتب دیگر او هم بسیار ارزشمند است. اگر اسفار را هم تدریس نمیکنند به همین دلیل است در حالیکه شواهد الربوبیه، المظاهر الالهیه و ... را کامل تدریس کرده اند و تدریس عرشیه و چند کتاب دیگر از ملاصدرا در میانه ی راه است و نیز کتبی چون شرح هدایه اثیریه، میدا و معاد و ... را بارها پیشنهاد کرده اند. تسلط ایشان به حکمت متعالیه و حکمت مشاء کم نظیر است.

منش ایشان این گونه است که هیچ کتابی را بیش از یکبار درس نمیدهند و تدریس هر کتابی را شروع کنند از ابتدا تا انتها ادامه میدهند و چیزی را جا نمیگذارند.

ایشان اهتمام شدیدی به تدریس طبیعیات قدیم دارند و معتقدند فهم فلسفه و طب( حتی طب جدید) و کلام قدیم و ... بدون فهم طبیعیات امکان ندارد لذا کسانی که طبیعیات نخوانده اند گاها تبیین های بسیار عجیبی از برخی مباحث ارائه میدهند که با حقیقت، فاصله ی زیادی دارد. از همین رو بحث طبیعیات را از هیچ کتابی حذف نمیکنند. و نیز معتقدند درصد بسیار کمی از آن طبیعیات باطل شده و اغلب، علم جدید تنها تبیین های جدیدی از همان مباحث ارائه داده و یا گاها ظرایف دقیقتری از آن ها را کشف کرده است که این هم بواسطه ی ابزار آلات دقیق تر انهاست.

در مورد دروس دانشگاهی، انتخاب با دانشجویان است، ایشان از بین کتبی که تدریس نشده یا قسمت هایی از آن باقی مانده است چند کتاب را به کلاس پیشنهاد میکنند و هر کدام که توسط دانشجویان انتخاب شد تدریس میشود. کتاب را از ابتدا آغاز میکنند و تا هر جا وقت اجازه داد ادامه میدهند، در ترم های بعد و شاید سالهای بعد، هروقت دوباره این کتاب انتخاب شد، ادامه ی کتاب تدریس میشود. کتابهایی همچون قبسات از میرداماد، نجات از ابن سینا، تعلیقات از ابن سینا،شرح مواقف از میرسید شریف جرجانی و ... از این دست هستند. مثلا همین مورد اخیر یعنی شرح مواقف از مهمترین کتب کلامی اهل سنت است که در 8 جلد ضخیم تالیف شده و از ابتدای امور عامه تا انتهای مباحث الهیات را شامل میشود. استاد خود می فرمودند که 5 جلد از این کتاب را به همین روش در دانشگاه تدریس کرده اند.یا دو قبس از قبسات میرداماد را به همین صورت درس داده اند. به هر صورت ادامه ی این دروس مشروط به انتخاب دانشجویان است. "

مطالب مرتبط:

حشمت حکمت


برچسب‌ها: استاد حشمت پور
[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]

لحظاتي قبل از آغاز تشييع پيكر علامه طباطبايي با حضور آيات عظام: حسن زاده آملی، جوادي آملي و صادقی تهرانی و...


برچسب‌ها: علامه طباطبایی, تصاویر علما
[ جمعه هشتم آذر 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
[ پنجشنبه هفتم آذر 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]

چه ایام خوش و گوارایی بود آن روزهایی که به شوق دیدار جمال نورانیش هر روز بر آن دوچرخه قدیمی پرخاطره سوار می شدم و به مسجد "استاد شاگرد" می رفتم.

نگاه کردن به چهره ی دلنشین و پر ابهتش یاد خدا را در دل هر انسانی زنده می کرد.

سخن های پر مغز و نغزش آدمی را از چشمه های حکمت و معرفت سیراب می کرد.

دلم بر آن روزها سخت تنگ است...

آخر شهر تبریزی که زمانی مهد علما و مجتهدان بزرگ بود، امروز از نبودشان در عذاب است و چه عذاب سختی است!

راه اندازی پایگاه اطلاع رسانی عالم ربانی مرحوم آیت الله آقا سید ابوالحسم مولانا، خاطرات ایام سالفه را در ذهنم تداعی نمود و این نوشتار کوتاه را سبب شد...

آدرس پایگاه: http://alemolana.ir

برای مطالعه زندگینامه این فقیه فرزانه اینجا را کلیک کنید.

مطالب مرتبط:

شکوائیه استاد حاج میرزا عمران علیزاده از وضعیت علمی و دینی تبریز




برچسب‌ها: آیت الله سید ابوالحسن مولانا, استاد حاج میرزا عمران علیزاده
[ جمعه بیست و ششم مهر 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم

 در دوران طلبگی گاه مشکلات طبیعی، بیماری ها، مسائل خانوادگی، فقر و ... مانع پیشرفت علمی و معنوی می شوند. ولی تصور دنیایی بدون مشکل خیالی بیش نیست و مشکلات طبعی لازمه ی حیات دنیایی است: "لقد خلقنا الانسان فی کبد" گاه بعضی از طلبه ها درس را رها می کنند، اگر از آنها پرسیده شود چرا؟ جواب می دهند: "مشکل مالی داشتیم!!" در حالی که اینها گمان می کنند دیگران مشکل مالی نداشته اند.

یکی از بزرگان و دانشمندان معاصر سال ها مستاجر بود و خانه نداشت. نه تنها خانه نداشت که هزینه اندک تعمیر کولر خراب خانه را هم نداشت و در گرمای تابستان قم بدون وسیله ی سرد کننده به کار و تحصیل و تحقیق خویش ادامه می داد! چه التذاذ و ابتهاجی در کشف مسائل علمی و معرفتی برای این بزرگ مردان رخ می داد؟! لا یدرک و لا یوصف!

 تعداد علمایی که دارای خدم و حشم و در ناز و نعمت بوده اند، بسیار اندک است. اکثر علما در سختی زندگی را گذرانده اند، حتی دانشمندانی همانند خواجه نصیر الدین طوسی "قدس سره القدوسی" که ما فقط از وزارتش اطلاع داریم. این بزرگمرد، کتاب اشارات شیخ الرئیس ابو علی سینا را در زندان شرح کرده است! زندان، یعنی جایی که انسان انگیزه ی زنده بودن را هم از دست می دهد. اما این مردان جاودانه چنان از انگیزه ای قوی و بالا برخوردار بوده اند که در آن شرایط هم کار علمی شان تعطیل نمی شده و به قول شهید مطهری، روح بزرگ، جسم خویش را به دنبال خود می کشد.

استاد هادوی تهرانی از آیت الله بهاء الدینی"ره" نقل می کنند که ایشان می فرمودند:

"اگر گمان می کنید فلان اتفاق که بیفتد مشکلاتتان کمتر می شود، اشتباه می کنید. دنیا جایی است که مشکلات در آن روز به روز بیشتر می شود. اگر مشکلی حل شد، مشکلی سخت پیدا می شود. آینده، مشکلات، بیشتر از امروز است. منتظر روزی که مشکل درآم وجود نداشته باشید، نباشید که هرگز پیش نخواهد آمد. خود را برای مشکلات بیشتر در آینده آماده کنید."  ( میقات سبز،ص۵۴، هادوی تهرانی) 

 


برچسب‌ها: طلبگی, آیت الله بهاء الدینی, خواجه نصیر الدین طوسی, هادوی تهرانی
[ چهارشنبه دهم مهر 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
[ سه شنبه دوم مهر 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم

"تسبّح له السموات السبع و الارض و من فیهنّ و ان من شیئ الّا یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم انّه کان حلیما غفورا" ( اسراء/۴۴)

آیات متعددی از قرآن کریم بر حقیقت ملکوتی تسبیح همه ی موجودات هستی، دلالت صریح دارد که آیه فوق الذکر یکی از آن آیات نورانی می باشد.

همه ی ذرات هستی به اندازه سعه ی وجودی که دارند، پروردگار عالم را تسبیح می گویند ولی ما انسان ها با اینکه خودمان از مجموعه ی تسبیح گویان بیرون نیستیم از این حقیقت ملکوتی غافل و بی توجه هستیم و به تعبیر قرآن: " لا تفقهون تسبیحهم"

یکی از دوستانم که گاهی از طریق پیامک، با همدیگر مکاتبه علمی می کنیم، سوالی را در این رابطه مطرح فرمودند مبنی بر اینکه آیا شیاطین و اشرار و کفار هم، خدا را تسبیح می کنند؟

پاسخی را که حقیر با اندیشیدن در این مسئله به آن رسیدم، خدمت مشتاقان کمال و معرفت تقدیم می نمایم:

همه ی موجودات به اندازه ی سعه ی وجودیشان خدا را تسبیح می کنند که البته این تسبیح، تکوینی و وجودی بوده نه تشریعی و اختیاری.

بیان مطلب این است که موجودات امکانی فی نفسه و در حد ذاتشان نسبت به وجود و عدم اقتضائی ندارند و برای هست شدن و پدید آمدن به موجود واجب الوجودی که هستی و وجود از ذاتش می جوشد و هستی عین ذات اوست، نیازمند و محتاج است حدوثا و بقاءً چه اینکه بدون وجود واجب متعال، دور یا تسلسل لازم می آید که استحاله و امتناعشان در جای خود ثابت و مقرر است. ( به قول ما طلبه ها : اللازم باطل فالملزوم مثله)

پس همه موجودات نظام هستی عین فقر و ربط به وجود واجب متعال هستند و جز تعلق و وابستگی به آن وجود صرف، شیئیتی ندارند.

و همین وجود فقری و ربطی که  در موجودات امکانی هست، همان تسبیح تکوینی می باشد چه اینکه تحقق وجودات امکانی، وجودی را ثابت می کند که من جمیع الجهات واجب است و صرف وجود و وجود صرف و کمال مطلق می باشد و از هر گونه شائبه امکان که عین عیب و نقص است منزّه است.

فتحصّل انّ وجود الممکنات عین الفقر و الربط الی الواجب تعالی و تصوّر وجودهم لا یمکن بدون وجود الواجب فوجود الممکنات یلازم وجود الواجب. والواجب هو الوجود الذی لم یزل و لا یزال و لا یتثنّی و لا یتکرّر و یتنزّه من ایّ شوائب الامکان و الامکانیات.

و بعبارة اخری ذات وجود الممکنات یثبت الوجود الذی هو منزه من کل نقص و عیب و من ایّ شائبة الامکان و هذا هو معنی تسبیح الموجودات الذی هو عین وجودهم.

این تسبیح تکوینی در متن وجود تمام هستی نهفته است بلکه این تسبیح عین وجودشان می باشد.

 


برچسب‌ها: تسبیح, تسبیح موجودات, فلسفه
[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
آیا برای همه اقوام و ملل پیامبر آمده است؟

آیا همه پیامبران عرب زبان بودند؟

در جمعی که در میان خویشاوندان نشسته بودیم و از بنده سوالات دینی و اعتقادی می پرسیدند، دو سوال فوق را مطرح کردند که با قرائت دو آیه پاسخشان را دادم:

"و لکلّ قوم هادٍ" برای هر قوم و گروهی از جان خدا هدایت گری وجود دارد.

این آیه به وضوح دلالت می کند که هر قومی دارای هادی و راهنما بوده اند و از حجت الهی بی نصیب نبودند که "لولا الحجة لساخت الارض باهلها"

اما پاسخ سوال دوم: " و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبیّن لهم" (ابراهیم/۴)

و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا حقایق را برای آنها بیان کند.

دو آیه فوق یک قیاس منطقی است که با در کنار هم گذاشتن آنها، جواب به دست می آید:

هر قومی زبان مخصوص به خود را داشتند.

و هر قومی هادی و راهنما (پیامبر) داشتند.

و هر پیامبری با زبان قومش سخن می گفت.

پس همه پیامبران عرب زبان نبودند و به زبانهای مختلف موجود در هر عصر پیامبر و هادی وجود داشت.

آیات قرآن آنچنان گویاست که با همدیگر سخن می گویند که باید با قرآن دوست و رفیق و محرم اسرار شد تا گفتگوی آیات را با همدیگر احساس کنی.

"القرآن ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض" (خطبه 103)

مطالب مرتبط:

پاسخ استاد پیشوایی به این سوال که «انبیا از آدم تا خاتم به چه زبانی صحبت می کردند؟

 


برچسب‌ها: زبان پیامبران
[ شنبه نوزدهم مرداد 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم

با تبریک عید سعید فطر  این مطلب را دیشب برای منبر تحریر کرده بودم که بعد از سخنرانی مناسب دیدم در وبلاگ هم منتشر کنم و خدمت شما مشتاقان علم و معرفت تقدیم نمایم.

"قد افلح من تزکّی و ذکر اسم ربّه فصلّی۱"

دین مبین اسلام٬ دینی کامل و جامع و همه جانبه می باشد به طوری که در همه شئون فردی ٬اجتماعی٬ اقتصادی٬ سیاسی٬ فرهنگی و اخلاقی برای زندگی انسانها برنامه های آسمانی دارد تا این موجود شریف را از لحاظ مادی و معنوی تعالی و ارتقا ببخشد.

این برنامه های انسان شاز از هنگام انعقاد نطفه بلکه قبل از آن٬ آغاز شده و تا دم مرگ و انتقال به عالم ابدی ادامه دارد که نشان دهنده ی اوج دقت و ظرافت و نازک بینی به تربیت انسان است.

یکی از برنامه های اجتماعی و اقتصادی اسلام٬ توجه اکید به پرداختن زکات اموال است که به عنوان یک عبادت اجتماعی و اقتصادی٬ در آیات شریفه قرآن در کنار اقامه نماز٬ به آن دستور داده شده است: اقیموالصلاة و آتوا الزکاة

مقرون بودن اقامه نماز با ایتای زکات در آیات قرآن٬ بیانگر این نکته است که ارتباط با خالق  باید همراه پیوند با خلق الله باشد و نباید در عبادت ها خالق و مخلوق را از هم گسست بلکه توحید ناب آنست که در عین اسنغراق و نوجه تام به حق٬ از خلق غافل نشوی و همچون امام الموحدین امیرالمومنین(علیه السلام) که در هنگام اقامه نماز انگشترش را به سائل بخشید٬ مظهر "لایشغله شأن عن شأن" گردی.

"انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یوتون الزکاة و هم راکعون۲"

زکات در لسان قرآن٬ منحصر در زکاتی که در فقه مطرح است٬ نمی باشد بلکه شامل همه ی حقوق واجب مالی است اعم از خمس و زکات مصطلح در فقه.

زکات در لغت به دو معنا به کار رفته است:

۱)طهارت و پاکیزگی

۲) رشد و نموّ

تناسب معنای اول این است که زکات اموال٬ عامل طهارت مال شده و روح و جان انسان را از محبت و دلبستگی به دنیا تزکیه می کند و مناسبت معنای دوم به این است که زکات٬ باعث رشد و نمو و برکت یافتن زندگی مادی و معنوی می گردد.

زکات فطره یکی از اقسام زکات و حقوق واجب الهی است که بر هر مسلمان بالغ و عاقل و متمکّنی فرض است که برای خودش و کسانی که نان خور او هستند برای هر سه نفر سه کیلو از خوراک مردم مانند گندم!٬ جو٬خرما٬کشمش٬ برنج٬ ذرّت و یا مانند اینها و یا پول یکی از آنها را به مستحق بدهد.

فواید متعددی در روایات اهل بیت(علیهم السلام) برای پرداختن زکات فطره بیان شده است:

1. زکات فطره مکمل و تمام کننده روزه است؛ همان گونه که درود و صلوات بر پیامبر اسلام (ص) مکمل و تمام کننده نماز است.۳

2. باعث قبولی روزه ماه مبارک رمضان می گردد.۴

3. موجب حفظ انسان از مرگ در آن سال می شود.۵

۴. مکمل و تمام کننده زکات مال است.۶

هر چند مصداق بارز و اکمل زکات٬ زکات اموال می باشد ولی زکات منحصر در مال و ثروت نیست بلکه به تعبیر روایات "لکلّ شیئ زکاة" یعنی هر چیزی متناسب با خود زکاتی دارد.

در رابطه با توسعه مفهوم زکات روایات فراوانی۷ وجود دارد که به نقل یک روایت جامع بسنده می کنم:

قال الصادق(علیه السلام)"

"على کلّ جزء من اجزائک زکاة واجبة للَّه تعالى، بل على کلّ شعرة من شعرک، بل على کلّ لحظة من الحاظک٬فزکاة العین النّظر بالعبر، و الغضّ عن الشّهوات و ما یضاهیها  و زکاة الاذن استماع العلم و الحکمة و القرءان، و فوائد الدّین من الموعظة و النّصیحة، و ما فیه نجاتک بالاعراض عمّا هو ضدّه من الکذب و الغیبة و أشباهها و زکاة اللّسان النّصح للمسلمین، و التّیقّظ للغافلین، و کثرة التّسبیح و غیره و زکاة الید البذل و العطاء، و السّخاء بما أنعم الله علیک به، و تحریکها بکتابة العلم، و منافع ینتفع بها المسلمون فی طاعة الله، و القبض عن الشّرور و زکاة الرّجل السّعى فی حقوق الله تعالى من زیارة الصّالحین و مجالس الذّکر، و اصلاح النّاس و صلة الرّحم و الجهاد، و ما فیه صلاح قلبک و صلاح دینک هذا ممّا یحتمل القلوب فهمه، و النّفوس استعماله، و ما لا یشرف علیه الاّ عباده المقرّبون المخلصون اکثر من ان یحصى، و هم أربابه و هو شعارهم دون غیرهم."

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

"بر هر جزء از اجزاى تو و بر هر عضو از اعضاى تو، زکاتى است واجب، و حقّى است لازم، بلکه بر هر موى بدن تو و بر هر نظر کردن تو، زکاتى است مقرّر و ثابت. پس زکاة چشم، نظر کردن است بر مخلوقات، و عبرت گرفتن از آنها و فرو بستن او است از هر چه حرام است و از هر چه مورث شهوت نفس است.

زکاة گوش، گوش کردن هر چیزى است که فایده آخرت در شنیدن او باشد. مثل قرآن و حکمت و وعظ و نصیحت، و گوش نکردن هر چه نجات آخرت در گوش نکردن او باشد، مثل دروغ و بهتان و مثل اینها.

و زکاة زبان، نصیحت کردن مسلمانان است و بیدار کردن و به راه آوردن غافلان، و بسیار کردن تسبیح و ذکر الهى به دل و زبان.

و زکاة دست، إحسان و بخشش کردن است بر ارباب فقر و حاجت، به آن چه‏ خداوند عالم کرامت فرموده است. و حرکت دادن او است به نوشتن کتابهاى علمى و نوشتن چیزى که به وسیله آن، نفعى عاید مسلمانان شود، در بندگى خداى تعالى. و به سبب آن نوشته، بندگان خدا را از عملهاى بد، امتناع نمایند و از شرور و آفات دنیوى و اخروى، منزجر شوند.

و زکاة پا، رفتن به جائى است که رضاى الهى متعلّق به او باشد، مثل رفتن به زیارت مشاهد مقدّسه، و زیارت صلحا و مؤمنین، و رفتن به مجالس ذکر، و از براى واقع ساختن صلح میان مسلمانان، و رفتن از براى ادراک صله رحم، از براى کارزار با کفّار در راه خدا. حاصل: هر چه صلاح دنیا و آخرت، یا آخرت در او باشد.

آن چه ذکر کردیم از زکاة اعضا، به قدر فهم دلها بود، امّا بیان کردن زکاة اعضا و جوارح، موافق واقع و نفس الامر اشراف به او و قدرت بر اطّلاع او، ندارد مگر بندگان مقرّب و مخلصان درگاه الهى، و زیادة از آن است که به حیطه ضبط کسى و وهم کسى تواند، در آمد، چرا که راه بردن به کنه حقیقت چیزها کار ایشان است و غیر ایشان را به او راه نیست."۸

پی نوشتها:

۱) سوره اعلی/۱۴و۱۵

۲)سوره مائدة/۵۵

۳) من لا یحضره الفقیه٬ج۲،ص۱۸۳،باب الفطرة.

۴) همان.

۵) الکافی،ج۴،ص۱۷۴، باب الفطرة

۶) وسائل الشیعه،ج۹،ص۳۱۸،ابواب زکاة الفطرة

۷) برای مطالعه این روایات به پایگاه شهر حدیث مراجعه کنید.

۸)مستدرک الوسائل٬ج۷٬ص۴۵

 


برچسب‌ها: زکات, فلسفه زکات فطره, زکات اعضا و جوارح
[ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
در لیالی مبارک قدر قرار گرفته ایم و سعی می کنیم با احیا و شب زتده داری و شرکت در مراسم احیا، قدر این شبها را بدانیم تا برای خود توشه ی معنوی و اجر اخروی به دست آوریم.

نکاتی را در رابطه با مجالس احیای شبهای قدر یادآور می شوم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید...

۱) در این شبها به کیفیت و زیبایی و معنویت هر چه بیشتر این مجالس اهتمام نشان دهیم: "لیبلوکم ایکم احسن عملا"

به عنوان مثال به جای قرائت همه ی دعای جوشن کبیر، به معانی و مضامین عالی این دعا توجه داده شود و نقش و جایگاه اسمای حسنای خدای عزوجل در نظام هستی تبیین شود.

۲) با اجرای برنامه های خسته کننده، مردم را خسته و دلزده نکنیم بلکه برنامه ها به گونه ای باشد که حلاوت و شیرینی مجالس ذکر و دعا تا سال آینده در کامشان بماند.

۳) در اثنای قرائت ادعیه و مناجات، روضه و ذکر مصیبت خوانده نشود. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

۴) در ذکر مصائب اهل بیت(علیهم السلام) تناسب مجلس را مراعات کنیم که این ایام و لیالی با روضه های علوی همگام و همنواست. دیشب که در یک مجلس یزرگی توفیق حضور داشتم، مداح محترم از همه جا روضه خواند جز روضه ی امیرالمومنین(علیه السلام)!

۵) روحانیان عزیز و محترم از بیان تفسیر آیات قرآن غفلت نکنند. چه بسا دیده و شنیده شده است که برخی عزیزان اهل منبر، این مجالس را سیاسی می کنند و از حال و صفای مجلس می کاهند.

۶) و آخرین نکته اینکه، سعی کنیم با قرآن به سر کردن، قرآن را در طول سال به دل کنیم و همیشه با این کتاب زندگی، زندگی کنیم.

در دعاها و خلوتهایمان، همدیگر را فراموش نکنیم. التماس دعا

[ یکشنبه ششم مرداد 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش
مرا اندر دل آتش همی باشد نشیمنها

طلبه ای هستم از جنس عشق، با رنگ بی رنگی، از دیار عالمان و دانشمندان و مجاهدان یعنی آذربایجان و تبریز.
این حجرۀ مجازی را فتح الباب کرده ام و می خواهم بنویسم امّا از چه؟
از هر آنچه دل تنگم می خواهد، می نویسم تا آه درونم را بر همگان بنمایانم و عشق و شور طلبگیم را بر دنیا بتابانم و برمیثاق طلبگی استوار و پایبند باشم، می نویسم از دردهای درونم که شاید مایۀ تسکین و آرامش جانم باشد،می نویسم از مناجات هایی که از هیجانات قلبی و درونیم بر می خیزد و می نویسم...
امیدوارم که دلپذیر افتد...
برچسب‌ها وب
تابلو اعلانات
تماس با ما
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله حاج میرزا عمران علیزاده
پایگاه اطلاع رسانی استاد حسن رمضانی
حامل اسرار
لوگوی ما
حجره طلبگی
بک لينک