حجره طلبگی
وبلاگ شخصی محسن دامادی پور 
قالب وبلاگ
سایتهای مفید
آیت الله مرتضی تهرانی اخوی آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی رضوان الله علیه در رابطه با دلبستگی و علاقه حاج آقا مجتبی به فلسفه الهی و صدرایی می فرماید:

ایشان خیلی فلسفۀ الهی مرحوم ملّا صدرا را قبول داشت. یک بار در ایّام طلبگی آمد و کتابی را به من داد و گفت: از این کتاب جدا مشو! من کتاب را گرفتم و نگاه کردم دیدم اسفار اربعۀ ملا صدرا است. من آن کتاب را هنوز هم دارم.

http://www.mojtabatehrani.ir/files/1967/C/13900705_1967_-2096731569.jpg

حجت الاسلام و المسلمین حسین تهرانی(فرزند ایشان) در رابطه به عنایت خاص ایشان به فلسفه و مباحث معقول می گوید:

ایشان دروس معقول و کلامی و فلسفی هم خوانده بودند. این مباحث را خیلی قبول داشتند و در بحث هایشان هم تحت تاثیر این دروس به نکات قوی و ضعیف مطلب اشاره می کردند. بارها به من و اخوی می گفتند: طلبه ای که فلسفه و کلام نخواند طلبه نیست، باید این ها را خوب خواند. البته این برای کسی است که قدرت فهم این مسایل را دارد. ایشان زمانی هم که خودشان قم بودند این دروس را مفصّل خوانده اند. مرحوم امام در کلام و فلسفه واقعا ید طولایی داشتند و حاج آقا جزو بهترین شاگردهای امام بودند و در ایم زمینه خوب کار کرده بودند.

دل نوشت: به تازگی شیفته ی این مرد الهی شده ام و مشغول مطالعه ی آثار مکتوبش هستم که حقا و انصافا، سرشار از نکات بدیع اخلاقی، روایی، تاریخی، اصولی و فقهی و فلسفی و معرفتی است. اهل اندیشه و معرفت را به مطالعه ی آثار این فرزانه عارف سفارش می کنم.


برچسب‌ها: حاج آقا مجتبی تهرانی, اسفار اربعه
[ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]

قال رسول الله صلی الله علیه و آله : ما مِن يَومٍ أكثَرَ أن يُعتِقَ اللّه‏ُ فِيهِ عَبدَا مِنَ النّارِ مِن يَومِ عَرَفَةَ ؛ ‏

پيامبر صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏ آله فرمودند:

خداوند در هيچ روزى به اندازه روز عرفه ، بندگان را از آتش دوزخ نمى‏رهاند.  (صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 107)

قال الصادق عليه‏ السلام : تَخَيَّر لِنَفسِكَ مِنَ الدُّعاءِ ما أحبَبتَ واجْتَهِد ، فإنَّهُ (يَومَ عَرَفَة) يَومُ دُعاءٍ و مَسألَةٍ ؛ ‏

امام صادق عليه ‏السلام می فرماید : هر چه مى‏خواهى براى خود دعا بخوان و [در دعا كردن] بكوش كه آن روز [روز عرفه] روز دعا و درخواست است .  (التهذيب الأحكام ، ج 5 ، ص 182)

فرازهای متعالی توحیدی در دعای عرفه

الهی انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیرا فی فقری

معبودا، من در غنا و بی نیازیم نیازمندم پس چگونه در فقر و نیازم نیازمند نباشم؟!

الهی ما اقربک منی و ابعدنی عنک و ما ارأفک بی فما الذی یحجبنی عنک

معبودا، چقدر به من نزدیک تری و من چقدر از تو دور تر و تو چقدر نسبت به من مهربانتری! پس چه چیزی مرا از تو محجوب کرده است؟!

الهي تَردّدي في الاثارِ يُوجِبُ بُعدَ اَلْمزار فاجمعنی بخدمة توصلنی الیک الهي كَيفَ يُسْتَدُّل عَليك بما هو في وجودِهِ مفتقرٌ اِليك، أيكونُ لِغِيرك مِن الظُّهورِ ما ليسَ لَك حتّي يَكونَ هو المُظِهَر لك، مَتي غِبتَ حتّي تَحتاجَ الي دَليلٍ يَدُلُّ عَليك، ‌و متي بَعُدتَ حتّي تَكونَ اْلاثارُ هي اَلْتي توصِلُ اليك، عَميتْ عينٌ لا تَراكَ عَلْيها رَقيبا.

خدايا مردّد شدن من در آثار (سیر از معلول به علت) موجب دورى ديدار است،پس مرا با وجودت گرد آور به وسيله عبادتى كه مرا به تو رساند، چگونه بر وجود تو استدلال شود به موجودى كه در وجودش نيازمند به توست؟ آيا براى غير تو ظهورى هست كه براى تو نيست،تا آن غير وسيله ظهور تو باشد؟!! كى پنهان بوده‏ اى تا نيازمند به دليلى باشى كه بر تو دلالت كند و كى دور بوده‏ اى تا آثار واصل كننده به تو باشند؟ كور باد ديده ‏اى كه تو را بر آن ديده‏ بان نبيند...

الهی هذا ذلّی ظاهر بین یدیک و هذا حالی لا یخفی علیک، منک اطلب الوصول و بک استدلّ علیک فاهدنی بنورک الیک...

الهی، این ذلت و حقارت من در پیشگاهت روشن است و این حال من بر تو پوشیده نیست. فقط از تو وصول به تو را می طلبم و به وسیله تو بر تو استدلال می جویم پس مرا با نور خودت به سوی خودت هدایت کن...

الهی حقّقنی بحقائق اهل القرب و اسلک بی مسلک اهل الجذب.... انت الذی اشرقت الانوار فی قلوب اولیائک حتی عرفوک و وحّدوک و انت الذی ازلت الاغیار عن قلوب احبّائک حتی لم یحبّوا سواک و لم یلجأوا الی غیرک... ماذا وجد من فقدک و ماالذی فقد من وجدک...

الهی، حقایق اهل قرب را در وجودم تحقّق بخش و مرا در مسلک اهل جذب سلوک ده... تویی که انوار معارف را در دلهای اولیائت تاباندی تا اینکه تو را شناختند و به توحید واصل شدند و تویی که اغیار را از دلهای محبوبانت، از بین بردی تا اینکه غیر از تو را دوست نداشتند و به غیر تو پناه نبردند... الهی، کسی که تو را گم کرده چه چیزی را یافته و کسی که تو را یافته چه چیزی را نیافته است؟!!

دعای حضرت سيد الشهداء عليه‏السلام در صحرای عرفات مشهور به دعای عرفه در مجامع مختلف روايی و ادعيه از جمله اقبال الأعمال، البلد الأمين، بحارالأنوار، زاد المعاد، مفاتيح الجنان، والصحيفة الحسينيه نقل شده است. در برخی از اين مجامع از جمله البلدالأمين و زادالمعاد و به گفته مرحوم علامه مجلسی در بعضی از نسخه‏ های قديمی اقبال الأعمال، اين دعا تنها يک بخش دارد که با عبارت «الحمد للّه‏ الذی ليس لقضائه دافع» آغاز می‏شود و با تکرار سه‏ گانه ذکر «يا ربّ» پايان می‏يابد. اما در برخی ديگر، از جمله در اقبال الأعمال، بحارالأنوار، مفاتيح الجنان و الصحيفة الحسينيه پس از پايان بخش مذکور، بخش ديگری آمده است که با عبارت «الهی أنا الفقير فی غنای» آغاز می‏شود و با عبارت «انّک علی کلّ شی‏ء قدير» پايان می‏يابد.

مرحوم علامه مجلسی در بحارالأنوار در انتساب اين بخش از دعا به حضرت سيد الشهداء عليه‏السلام اظهار ترديد می‏کند و می‏نويسد:

«عبارات اين ورقه با سياق دعاهای حضرات معصومين سازگار نيست و تنها موافق مذاق صوفيان است. بنابراين يکی از بزرگان اين ورقه را از افزوده‏های يکی از مشايخ صوفيان دانسته است که به دعا ملحق کرده است»                                                                                                             (بحارالأنوار، ج 98، ص 227)

ملاحظه می‏شود که ترديد در انتساب اين بخش از دعا به حضرت سيد الشهداء عليه‏السلام مستند به تشکيک در وثاقت راويان آن نيست، بلکه مستند به محتوای آن است که به نظر مرحوم مجلسی ناسازگار با سياق ادعيه معصومين عليهم‏السلام و موافق مذاق صوفيان است.

منظور از مذاق صوفيان، انديشه وحدت وجود است که بدان شهره‏ اند و عباراتی که در اين بخش از دعا موافق آن انديشه به نظر می‏رسد چنين است:

«کيف يستدلّ عليک بما هو فی وجوه مفتقر اليک، أيکون لغيرک من الظهور ما ليس لک حتی يکون هو المظهر لک».

اين عبارت چند مطلب را بيان می‏کند:

1ـ استدلال از طريق غير خدا بر وجود خدا نادرست است.

2ـ همه موجودات در وجود خود فقيرند.

3ـ وجود موجودات ديگر غير خدا نيز ظهور دارد (اصل پذيرش وجود موجودات غير خدا).

4ـ خدای تعالی واجد هر ظهوری است که ديگر وجودات دارند.

ما معتقديم که محتوای اين بخش از دعا نه تنها با سياق ادعيه معصومين عليهم‏السلام ناسازگار نيست، بلکه علاوه بر وجود عباراتی مشابه آن در ادعيه و سخنان آن حضرات با آيات قرآن کريم نيز سازگار است و ادلّه عقلی نيز مؤيّد آن می‏باشد و اين بخش از دعای عرفه می‏تواند به عنوان اوج بروز و بروز اوج عرفان حضرت سيد الشهداء عليه‏السلام به خدای تعالی و رابطه هستی با خدا و نحوه حضور خدا در هستی و کيفيت معرفت مخلوقات نسبت به خداوند مطرح شود.

عارف مستقیم علامه حسن زاده آملی در نکته 144 هزار و یک نکته می فرماید:

دعاى عرفه‏ حضرت سيد الشهداء (ع) در توحيد و دعاى زيارت جامعه كبير حضرت امام على النقى (ع) در ولايت و بيان مقام انسان كامل ِولیّ ،عديل يكديگر در اين دو اصل اصيل و ركن ركين معارف انسانى ‏اند. بر زيارت جامعه شروح بسيار نوشته شده است خداوند توفيق نيل به لباب اين دو صحيفه مكرمه منطق اهل بيت عصمت و وحى را مرحمت بفرمايد.

فروغی بسطامی چه نیکو گفته است:

کی رفته ای ز دل که تمنّا کنم تو را                             کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور                           پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی که من                              با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

مطالب مرتبط:

عرفان سید الشهداء علیه السلام


برچسب‌ها: علامه حسن زاده آملی, وحدت وجود, دعای عرفه, عرفان سید الشهداء علیه السلام
[ شنبه دوازدهم مهر 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]

اشاره: فرمایشات ذیل از علامه ذوالفنون حسن زاده آملی است که حین مطالعه ی کتاب ارزشمند هزار و یک کلمه، چشمانم را نوازش و دلم و جانم را آرامش داد و مرا مبنهج و مشعوف نمود، امید که شما هم از این فرمایشات حکیمانه تحفه ها بردارید.

هيچكس در عالم محروم نيست چه هر كس به قدر قابليتش دارد.

هرگاه از تو بپرسند كيستى و كجايى هستى؟ اگر براستى در پاسخ‏گويى نام و نشانى ندارم رستى.

كتاب هر كس صندوق اسرار اوست، نبايد اسرار اشخاص را به بيگانگان وانمود.

اسير بطن اهل باطن نخواهد شد.

از انسان سر برود و سحر نرود.

چه بسيار كسانى كه حافظ قرآنند و يك آيه از آن نيستند.

اساس تقوى دو چيز است: التعظيم لأمر اللّه، و الشفقة على خلق اللّه.

روزى يكى از شاگردان عيسى پيامبر- عليه السلام- ويرا گفت: اى معلّم پدرم مرد اجازه فرما كه براى كفن و دفن او بروم. عيسى- عليه السلام- فرمود: تو

زنده‏اى از پى مرده مرو، مرده را بگذار تا مردگان بردارند.

تا از سر جميع خلق نگذرى پيش خدا نمى‏توانى بروى.

انبياء مردم را بسوى خود يعنى به مقامى كه بودند دعوت كردند و آنان را به پايه خود مى‏خواندند، پس اگر اوحدى از مردم دعوتشان را لبّيك بگويند و به مقاماتى بسيار منيع نايل شوند كه طايفه‏اى از كارهاى انبياء به اذن اللّه تعالى از آنان بروز كند چه باك.

[هزار و یک کلمه، ج1، ص424، کلمه190]


برچسب‌ها: علامه حسن زاده آملی, هزار و یک کلمه
[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
مولی احمد نراقی در کتاب بسیار ارزشمند "خزائن" می فرماید:

 

سِر بعد الطعام ولو خُطوةً، نِم بعد الحمّام ولو لحظةً، بُل بعد الجِماع ولو قطرةً.

 

بعد از غذا سیر کن هر چند یک گام باشد، بعد از استحمام بخواب  چند لحظه ای باشد و بعد از جماع و رابطه زناشویی ادرار کن هر چند قطره ای باشد.

خزائن، ص32


برچسب‌ها: طب اسلامی, مولی احمد نراقی, خزائن نراقی
[ جمعه ششم تیر 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم

الهی، چه فخر و شرفی بالاتر از اینکه تو را می خوانم و از تو مدد می جویم.

الهی در خود که می نگرم از شناختنم عاجزم، پس تو را چون بشناسم؟! الهی عرّفنی نفسی

الهی، ای خدای پیدای ناپیدا! چگونه بجویمت که پیداتر از هر پیدایی و چگونه نجویمت که از شدّت ظهور ناپیدایی. یا ظاهرا فی بطونه و یا باطنا فی ظهوره

الهی، کی و کجا پنهان بوده ای که برای اثبات وجودت این همه برهانها اقامه می کنند که نه تنها قرب آور نیستند که بعد آورند!

الهی، الهی شأن آیه جز نمایندن ذوالآیه نیست، مرا از کثرات آیات به وحدت ذو الآیه برسان.

الهی، در کثرات ماهیات گرفتار شده ام، به حق وحدانیت و فردانیتت به دریای وحدت صمدی راهم ده تا آرام گیرم و در بساط قرب، حیات ابدی یابم.

الهی، الهی چگونه نخوانمت که جز خواندن نمی دانم و چگونه بخوانمت که از فرط عصیان و طغیان شرمنده ام.

الهی، تو همه جایی و همه جا برای تو یکجاست، تو خالق جایی و جدای از جایی!

الهی، تحصیل علوم رسمی که این همه لذت بخش و بهجت آفرین است، رسیدن و چشیدن چون است و چه لذتی دارد؟!

الهی، در عصر جمعه که قلم بر دست و غم بر دل دارم، تو را می خوانم و از تو ظهور جمال مهدی فاطمه را میطلبم. اللهم عجّل لولیک الفرج.


برچسب‌ها: الهی نامه
[ جمعه سی ام خرداد 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم

کسی که به تعلّم حکمت آغاز کند و بخواهد در زمره ی فلاسفه محسوب گردد، سزاوار است که به شرط و آداب آن قیام کند و آن از این قرار است:

اول: باید جوان و صحیح المزاج و متادّب به آداب نیکان باشد.

دوم: به نهایت عفیف و زاهد و متّقی و صادق القول و مُعرِض ( رویگردان) از فسق و فجور و خیانت و مکر و حیله باشد.

سوم: قبل از شروع به حکمت از خواندن علوم دیانت و لغت و احکام شریعت فراغت یابد.

چهارم: نباید هیچ رکنی از ارکان شریعت را ترک کند و ادبی از آداب دیانت را فراموش نماید.

پنجم: علما و حکما را تعظیم و تکریم کنذ.

ششم: به متاع دنیوی وقی ننهد و همّتش را مصروف علم و علما سازد.

هفتم: حکمت را حرفه خود قرار ندهد.

اگر کسی واجد این شرایط نباشد، حکیم زور است نه فیلسوف مشکور.

منبع: الموسیقی الکبیر، ابو نصر فارابی، ص20.


برچسب‌ها: آداب حکمت خوانی, فارابی, آداب فلسفه
[ شنبه هفدهم خرداد 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم

46) انسان زرع و زارع و مزرعه ی خودش است. همه چیز از خود انسان است.

47) در قرآن مسئله ی شخصی وجود ندارد. داستانهای قرآنی، قانونی ارائه می دهد که بر تمامی زمانها، حاکم و شامل و قابل انطباق است.

48) شب قدر، شب چیدن میوه هایی است که در طول سال کاشته ایم.

49) کسب در امور خیر است و اکتساب در امور شر است. قال تعالی: لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت.

50) دنیا و آخرت یک حقیقت هستند، بُعد کاشتن دنیاست و بُعد حصاد و درو کردن، آخرت است. آخرت عالمی جدای از عالم دنیا نیست، بلکه آخرت باطن دنیاست. یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا و هم عن الآخرة غافلون.

51) وحدت صنع اقتضا می کند که هر کاری بکنی، نتیجه ی مناسب با آن را خواهی دید.

               از مکافات عمل غافل مشو                         گندم از گندم بروید جو ز جو

52) هیچ معلولی آینه ی تمام نمای علت نیست بلکه به مقدار سعه ی وجودیش، علت را نشان می دهد.

53) عدم در سایه ی وجود، بهره ای از وجود پیدا می کند و به تبع آن وجود (وجود ذهنی)، احکامی بر عدم مترتّب می شود.

54) در عدم مطلق، تمایزی وجود ندارد؛ چون بطلان محض و هیچ و پوچ است. در عدم مضاف، تمایز به برکت وجودی است که مضاف الیه واقع شده است.

55) عالم برزخ، عالم صور و اشکال است و بریء از ماده است. عالم برزخ، مخزن صور است لذا از آن به خیال منفصل تعبیر می کنند، کما اینکه قوه ی خیال انسان، مخزن صور و اشکال است و از آنجایی که صور قوه ی خیال قائم به نفسِ انسان است از آن تعبیر به خیال متصل می کنند ولی عالم برزخ، خیال منفصل(مستقل و غیر قائم) است.

56) حرکت با ماده عجین است، بلکه حرکت عین ماده است.

57) فص پنجاه و هفتم فصوص الحکم جناب فارابی با شرح علامه حسن زاده آملی (که مسمّی به نصوص الحکم است) در باب تمثّل وافی و شافی است. فاغتنم

58) صد و بیست و چهار هزار پیامبر، ظهور انسان کامل در ازمنه و امکنه ی مختلف است.

59) اولین چیزی که از خدا صادر شده است، یکی بیش نیست. لا یصدر عن الواحد الا الواحد

60) چون صادر اول بر تمامی ممکنات تقدم دارد، بر ممکنات بعدی، علیّت دارد. فیض بر ممکنات از طریق صادر اول افاضه می شود. بکم فتح الله و بکم یختم

61) تمامی موجودات امکانی به صادر اول که همان انسان کامل است، محتاج و نیازمندند. در عالم بی نیازی بی معناست.

62) دنیا، ظهور رحمانیّت است و قیامت ظهور قهّاریّت حق است. لِمَنِ المُلکُ الیوم لله الواحد القهّار.

 


برچسب‌ها: استاد نیکنام عربشاهی, نکات مهم و اصول فلسفی و عرفانی
[ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
عارفی در میان جماعتی بود که مشاهده نمود در مأکل و مشرب از وی احتیاز و اجتناب می کنند.

از سبب این امر سوال کرد که علت احتیاط چیست؟

یکی از آنان گفت: تو به وحدت وجود معتقد هستی لذا ما تو را کافر و نجس می دانیم.

عارف از معنای وحدت وجود از ایشان استفسار نمود.

در جواب گفتند: وحدت وجود یعنی اینکه تو معتقدی که من و در و دیوار و زمین و آسمان و... خداییم!

عارف گفت: من تو را به اندازۀ حمار نمی دانم فضلاً از اینکه خدایت بدانم!


برچسب‌ها: وحدت وجود
[ جمعه دوم خرداد 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم

26) شاه کلید رسیدن به علم وهبی و لدنّی، حضور و مراقبت است.

27) نیت دو رکن دارد: حضور و اخلاص

28) معلول در مرتبه وجودی خودش، تجلّی علت است.

29) شیء لذیذ، سبب کمال است و کمال سبب لذت است.

30) کل موجودات دارای علم و شعور و اراده هستند لکن به قدر سعه ی وجودی خودشان؛ چون آیه از ذی الآیه و مخلوق از خالق بریده و جدا نیست.

31) وجود و حق هر جا جلوه گر شود، با همه ی عساکر تجلی می کند یعنی به همه ی لشکر اسماء و صفاتش ظهور پیدا می کند.

32) از انسان کامل، فعل ناقص صادر نمی شود و لذا حجّ امام حسین(علیه السلام) حج کامل بود و امام حجّ مفرده نیّت کرده بود نه اینکه حجّ تمتّع باشد و به طور ناقص، حج را رها کرده باشد.

33) پیامبر قرآن را از مقام "هو" دریافت کرده است یعنی با واسطه ی اسماء و صفات قرآن را درافت نکرده است چرا که پیامبر اولین مخلوق و صادر اوّل است و واسطه ای بین او و خدا وجود ندارد.

34) امّی بودن یعنی کسی که معلّم بشری ندیده است.

35) نظام هستی، یکپارچه فعلیّت محض و کمال محض است. بالقوة امر نسبی است. هر موجودی در مرتبه ی سعه ی وجودی خویش فعلیت دارد.

36)قاعده ی عقلی تخصیص پذیر نیست و تخصیص قاعده ی عقلی نشانه ی بطلان قاعده است.

37) جریان قواعد عقلی در امور متناهی است.

38) صفات سلبی در واقع سلب السلب است و سلب السلب به وجود بر می گردد. صفت بودن صفات سلبی برای خدا، مجازی است. چون اتصاف به امور عدمی بی معناست.

39) قوّه صرف (هیولی) فعلیتش اینست که لا فعلیة لها.

40) عرفان تا زمانی که برهانی نشود، قابلیّت عرضه کردن را ندارد.

41) درسی را بروید که کد و کلید بگیرید و استاد کد و کلید بدهد نه فقط توضیح عبارات و امثال این.

42) جهنم تازیانه ای است که بشر را به سوی بهشت می راند.

43) در تجلّی نظام هستی، تکرار وجود ندارد؛ بلکه آناً فآناً وجود بعد از وجود است.

44) در حوزه ی نقد، بهترین نقد آن است که ناظر بر زبان اصلی باشد و محتوا را با توجه به زبان اصلی، نقد کند نه با توجه به ترجمه.

45) تاریخ یعقوبی غالبا تواریخ قمری را با تاریخ شمسی تطبیق می دهد، مانند تاریخ قیام عاشوراکه بر 20یا21 مهر تطبیق می دهد.


برچسب‌ها: استاد نیکنام عربشاهی, نکات مهم و اصول فلسفی و عرفانی
[ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
اشاره: مدتی است که از جانب فیاض علی الاطلاق، مرزوق به استادی در معارف الهیه فلسفی و عرفانی شده ام که در علوم گوناگونی چون فلسفه و عرفان، تاریخ و حدیث، فقه و اصول و علوم غریبه کار کرده و کار کشته اند و بر مبانی تسلط دارند. این استاد فرزانه کسی نیست جز حضرت حجت الاسلام و المسلمین نیکنام عربشاهی" دام ظله و افاض الله علینا من برکات انفاسه"

تلاشم بر این است که در جلسات درسی، نکات مهم و اصول و امهات و کدها و کلیدهای راهگشا را یادداشت کنم و به شما مشتاقان علم و معرفت تقدیم دارم. امید که در دایره روزگار به پایدار یادگار ماند و ما و شما را در دنیا و عقبا سودمند باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

1) ثبات عالم ماده در حرکت و تغیر و سیلان است.

2) سعادت انسان در تجرد است؛ چه اینکه همه لذات در تجرد است و عالم تجرد اقرب العوالم الی الله است.

3) مراد از عالم ذرّ و ألست، عالم فطرت و قابلیت و استعداد است.

4) چشم و گوش، دهان وجود انسان است.

لب ببند و چشم بند و گوش بند                                گر نیابی رازها بر من بخند

5) مراقبه و خلوت، بذر مشاهده است.

6) علمایی ورثۀ انبیا هستند که علومشان همچون علوم انبیا، شهودی و اشراقی باشد. العلماء ورثة الانبیاء

7) انسان سالم کسی است که در عقل نظری، حکیم و در عقل عملی و قوای محرّکه، شجاع و عفبف باشد.

8) حرکت، واسطۀ با برکتی است که علت را به معلول و معلول را به علت پیوند می دهد.

9) حرکت حبّی در کل نظام هستی سریان دارد.

10) خدای بی مظهر امکان ندارد. مظاهر در وجود و ذاتشان به خدا نیازمندند و خدا به مظاهرش در ظهور و تجلی نیازمند است یعنی مشتاق است. "کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لکی اعرف"

11) کسانی که با استاد مجرب به جایی می رسند، به کمالات عالیه و مراتب سامیه ای نایل می شوند، ولی کسانی که بی استاد به کمالاتی می رسند، گاهی لغزش دارند.

12) استاد، علت تامّه نیست، استاد زمینه را برای دریافت فیض فراهم می کند و پرورانندۀ حقیقی فقط خداست.

13) تعلیم بشری، ارائۀ طریق است و تعلیم الهی، ایصال به مطلوب است. این کجا و آن کجا؟!

14) کسانی که با عرفان نظری به وادی عرفان عملی وارد می شوند، موفق ترند.

15) کانال وجودی هر شخص، منحصر به فرد است.

16) نزول دفعی قرآن، قبل از بعثت بود و پیامبر از ابتدا پیامبر بود و بر دین خود بود و از چهل سالگی مامور به ابلاغ شد. کنت نبیّا و آدم بین الماء و الطین.

17) ذکر لسانی برای گویا کردن زبان دل است.

18) این تعبیر که می گویند: " انسان در بهشت یا در جهنم است" عبارت نارسا بلکه نادرستی است. و صحیح اینست که گفته شود: بهشت و جهنم در انسان است، بلکه بهشت و جهنم عین انسان است؛ چه علم و عمل گوهرند و انسان ساز. قال الله عزوجل: انه عمل غیر صالح

19) خدا یک اسم مستأثره دارد و آن داشتن کمالات به نحو بالذات است، ولی در موجودات دیگر، کمالات بالغیر است.

20) حرکت تدریجی به سوی خدا، سلوک است و حرکت سریع و بدون زمان به سوی خدا، جذیه است. حرکت تدریجی در علوم نظری، فکر است و حرکت سریع در علوم نظری، حدس است.

21) صاحب امر، حاکم بر زمان و ابو الزمان است.

22) هر جذبه و ربایشی از عالم ملکوت، متناسب با استعداد و نیاز فرد است و نمودن برای ربودن است و می نماید تا برباید.

23) تجرد بر سه نوع است: 1)تجرد از ماده که عالم برزخ و مثال است. 2) تجرد از آثار ماده که عالم عقول و ملایکه است. 3) تجرد از ماهیت که عالم فوق تجرد است و حد لا یقفی است. نفس ناطقه ی انسانی مقام فوق تجرد را داراست؛ چه کلّ وعاء یضیق بما جعل فیه الّا وعاء العلم فانّه یتّسع به.

25) کاروان نظام هستی به سوی تجرّد در حرکتند.


برچسب‌ها: استاد نیکنام عربشاهی, نکات مهم و اصول فلسفی و عرفانی
[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]

مرا مغنی اللبیبی بود روزی                                  فقاهت را امیدی بود روزی

چرا موج فتن در ما اثر کرد                                    مطولهای ما را مختصر کرد

معالم نردبان آسمان بود                                      چراغ راه استنباطیان بود

چرا برداشتند این نردبان را                                   چرا بستند راه آسمان را

کتاب علم را تلخیص کردند                                  به ما بیچارگان تدریس کردند

صرف میر و امثله یادش بخیر                               صیغه های مشکله یادش بخیر

حجره تاریک و تنگی داشتیم                               سفره بی آب و رنگی داشتیم

بحث، ما را عاشق خود کرده بود                          لمعه ما را لایق خود کرده بود

نفرت از هر خودستایی داشتیم                           خلق و خوی روستایی داشتیم

راه و رسم بندگی یادش بخیر                              روزگار سادگی یادش بخیر

کجا رفت آیین صوم و سکوت                                ابو حمزه خواندن هنگام قنوت

کجایند مردان کشف و شهود                                سرایر نشینان یوم الخلود

کجایند مردان شب زنده دار                                  خدایان اخلاص و علم و وقار

ما به بزم علم نامحرم شدیم                                زهر نوشیدیم و بی مرهم شدیم

بس که بر خوان شکم بنشسته ایم                       شاهراه علم بر خود بسته ایم

ما که سنگ علم بر سر می زنیم                           در سراب "نمره" پر پر می زنیم

به نام امتحان معتاد گشتیم                                  سراغ علم در خرداد گشتیم

درد مرشد داشتن کمرنگ شد                               قلب برخی بهر منصب تنگ شد

گر ز ارزشهای خود غفلت کنیم                             خویش را بی ارج و بی قیمت کنیم

ما کجا آسایش و آسودگی                                   ما کجا دنیا و این آلودگی

هر که جا برنخیزد مرد نیست                                هر که از میدان گریزد مرد نیست

خدایا دارم از شورا گلایه                                       شده این حوزه ها عین اداره

چرا پنجشنبه ها تعطیل هستیم؟                           چنین شد راه بر تحصیل بستیم

به حوزه این همه تعطیل لنگ است                         الاغ درس و تحصیلات لنگ است

اگر چه سالها در حوزه هستیم                               هنوز اندر خم یه کوچه هستیم

ز بهر نمره ما تحصیل کردیم                                    تجمل را به خود تحمیل کردیم

خداوندا چه علم این چه علم است؟                        که بهر نمره و پاس دو ترم است

ما به خورد و خواب عادت کرده ایم                           تکیه بر آرنج راحت کرده ایم

غم برای نوع عنوان می خوریم                                غصه آب و غم نان می خوریم

گفت عالم در کجا گردد هلاک                                 گفتمش در لقمه های شبهه ناک

شبهه خوارانند بی سوز و گداز                                بی نصیب از لذت راز و نیاز

می کنم در عالم آن روز سیر                                    یاد آن طلاب باهمت بخیر

عادت هر روزشان ایثار بود                                       قلبشان از نور حق سرشار بود

از چه رو ما خود فریبی می کنیم                              با هم احساس غریبی می کنیم

شیوه همسایگی در پیش بود                                 حرفهاشان واقعا بی نیش بود

ما چرا این راه را گم کرده ایم                                   اکثرا در نمره دربست برده ایم

نمره ها ما را اسیر خویش کرد                                 خلق را یکباره بی تشویش کرد

طفل تحقیق و تعلم خار شد                                   بحث کردن از عقاید عار شد

از حضور عالمان دین جدا                                        شد لباس پاک روحانی دو تا

ساعتی از روز را روحانی اند                                    ساعتی دیگر کت و شلواریند

خلق را در اشتباه انداختند                                      عزت خود را به چاه انداختند

تجمل قاتل علم است و تحصیل                                شده نوشابه ها بر سفره تذهیب

شده اصل ملاک درس ما بیست                               ز درس شیخ طوسی ها خبر نیست

ز مرشدهای رهرو کم خبر هست                              که دستورات بعضی کم اثر است

خداوندا چه درد است این چه درد است                      که فولاد دلم را آب کرده است

مرا ای دوست، درد طلبگی کشت                             چه درد است این، مرا شرمندگی کشت

شان ما بالاتر از این حرفهاست                                  عزت یک حوزه فوق جمله هاست

ما که باید صاف و مولایی شویم                                 ننگمان باشد که دنیایی شویم


منبع: نشریه حجره، شماره13و14، مهر و آبان1383


برچسب‌ها: طلبگی
[ جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
 اشاره: برنامه ذیل و کتابهای پیشنهادی برای سیر  تحصیلی بلند مدت  علوم عقلی باید پیش استاد مسلط به مبانی تلمذ شود و مورد مطالعه و مباحثه دقیق قرار گیرد.

بسیازی از این دروس را اساتید مبرز در حوزه حکمت و فلسفه تدریس فرموده اند و فایلهای صوتی این دروس در بازار به وفور یافت می شود.

1) المنطق(مرحوم محمّد رضا مظفّر)

به ضمیمة مطالعة: حاشیه(ملّا عبد...یزدی)+رهبرخرد(محمود مجتهد خراسانی)


2)شرح باب حادی عشر(فاضل مقداد)+منظومه/ بخش منطق (مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: مغالطات(سیّد علی اصغر خندان)+منطق کاربردی(سیّد علی اصغر خندان)


3)بدایة الحکمة(مرحوم علّامه طباطبائی)+فلسفتنا(شهیدصدر) به ضمیمة مطالعة: آموزش فلسفه
مسألة شناخت (شهید مرتضی مطهّری)+ شناخت در فلسفه اسلامی(استاد جعفر سبحانی)

4) منظومه/ بخش حکمت(مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: شرح مبسوط منظومه (شهید مرتضی مطهّری)+ اصول فلسفه و روش رئالیسم/ جلد 3 و4و 5 (مرحوم علّامه طباطبائی)+نظریّة المعرفة(استاد جعفر سبحانی)

5)کشف المراد( علّامه حلّی )+نهایة الحکمة( علّامه طباطبائی)
به ضمیمة مطالعة: تعلیقات استاد مصباح و استاد فیّاضی بر نهایةالحکمة+ معرفت شناسی در قرآن(استاد جوادی آملی)

6)شرح اشارات(خواجه نصیرالدّین طوسی)
به ضمیمة مطالعة: اصول فلسفه و روش رئالیسم/جلد1و2(مرحوم علّامه طباطبائی)+ معرفت شناسی دینی و معاصر(محمدتقی فعالی) +پژوهشی تطبیقی در معرفت شناسی معاصر(محمّد حسین زاده)

7)حکمةالإشراق+برهانِ شفاء(مرحوم ابن سینا) + إلاهیّاتِ شفاء(مرحوم ابن سینا)
به ضمیمة مطالعة: شرح حکمةالإشراق

8)أسفار/جلد1و2و3(مرحوم ملّا صدرا)
به ضمیمة مطالعة: مدخل مسائل جدید کلامی(استاد جعفر سبحانی)+فلسفة معرفت(استاد خسرو پناه)

9)أسفار/جلد6 تا 9(مرحوم ملّا صدرا)+تمهیدالقواعد(ابن ترکة)
به ضمیمة مطالعة: کلام جدید(استاد خسرو پناه)+ فلسفه های مضاف(استاد خسرو پناه)+ نص النّصوص(جامی)+ آثارعرفانی سیّد حیدر آملی

10)شرح فصوص الحکم (قیصری)
به ضمیمة مطالعة: فکوک(قونوی)+شرح فصوصِ جندی+ شرح فصوص قاسانی

11)مصباح الأنس(ابن فناری)

به ضمیمة مطالعة: مشارق الدّراری(سعید بن سعید فرغانی)

منبع: http://khosropanah.ir/fa/mo-/134-1388-04-12-02-26-43.html


برچسب‌ها: استاد خسرو پناه, روش تحصیل و تحقیق علوم عقلی و عرفانی, روش فلسفه آموزی و فلسفه پژوهی, 2
[ شنبه ششم اردیبهشت 1393 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
سیر و برنامه ای که برای تحصیل فلسفه و  حکمت اسلامی در ذیل تقدیم شما می گردد٬ دوره ای عمومی برای دانش پژوهان حکمت اسلامی از جانب حجت الاسلام و المسلمین استاد خسرو پناه ارائه شده است که البته ایشان این برنامه را برای طلاب٬ از پایه دوم تا دهم ارائه کرده اند که افراد دیگر هم می توانند به فراخور استعدادشان از این برنامه بهره ببرند.

ما بدون هیچ توضیح و تحشیه ای متن نوشته ایشان را می آوریم:


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الرحمن الرحیم، مالک یوم الدین، ایاک نعبد و ایاک نستعین، اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم، غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.


طرح آموزشی حکمت اسلامی

مقدمه

طرح آموزشی حکمت اسلامی در دو دوره عمومی و تخصصی با هدف دفاع از دین و شریعت اسلامی و مذهب تشیع و با رویکرد آموزشی پژوهشی پیش بینی شده است. دانش پژوه، پس از گرفتن مجوّز از مدیریت محترم مدرسه و مشورت با استادان با تجربه و موفق، جهت شرکت در دوره عمومی طرح و جدیت ورزیدن و التزام نسبت به دروس متعارف دوره سطح حوزه و مطالعه و مباحثه دقیق آنها، به گذراندن دروس و مطالعه کتابهای معرفی شده در باب حکمت اسلامی اهتمام می‌ورزد و در دوره تخصصی نیز در کنار گذراندن دروس خارج فقه و اصول به تحصیل منابع دست اول مکاتب سه گانه فلسفه اسلامی و مکاتب فلسفه‌های غرب و کلام اسلامی عرفان نظری و غیره و پژوهش در آن زمینه‌ها می‌پردازد تا دانش پژوه به مرحله تولید علم و نظریه پردازی در عرصه حکمت اسلامی دست یابد. برنامه دقیق دوره تخصصی پس از گذراندن دوره عمومی به اطلاع دانش پژوهان می‌رسد. شایان ذکر است که دانش پژوه دوره عمومی در هر پایه به اجرای موارد ذیل ملزم است: 1- نوشتن چکیده و نمودار مطالب همه کتابها، 2- مباحثه و گفتگو پیرامون مطالب کتاب، 3- نگارش یک مقاله علمی با استفاده از منابع متعدد در پایان هر پایه، 4- طرح اشکالات و گفتگو با استاد. نکته مهم دیگر این است که موفقیت این طرح آموزشی- پژوهشی و دستیابی به اهداف پیشگفته، مبتنی بر اخلاص و توکل به خداوند متعال، توسل به اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)، برنامه‌ریزی دقیق و نظم و انضباط در تحقق برنامه است.


برنامه دوره عمومی

این دوره از پایه دوم آغاز می‌شود و برنامه به ترتیب کتابهای معرفی شده پیش می‌رود. برخی از کتابها باید درس گرفته شوند و دسته دیگر با مطالعه انجام می‌پذیرند:
پایه دوم: درس: المنطق مظفر و مطالعه: رهبرخرد و ولاء‌ها و ولایتها و ختم نبوت و خاتمیت و مقدمه‌ای بر جهان بینی اسلامی
پایه سوم: درس: معرفت شناسی مقدماتی و مطالعه: مسأله شناخت و منطق کاربردی و توحید و نبوت و معاد و عدل الهی
پایه چهارم: درس: آموزش فلسفه(1) و مطالعه: شناخت در فلسفه اسلامی و مغالطات و فطرت و معارف قرآن(1)
پایه پنجم: درس: منطق شرح منظومه و آموزش فلسفه(2) و مطالعه: فرق و مذاهب کلامی و معارف قرآن (2)
پایه ششم: درس: کشف المراد(1و2) و مطالعه: گوهر مراد و معارف قرآن(3) و مدخل مسایل جدید کلامی
پایه هفتم: درس: کلام جدید(1) و فلسفتنا و مطالعه: اصول فلسفه و روش رئالیسم و جوهر النضید و معرفت شناسی در قرآن
پایه هشتم: درس: نهایه الحکمه(1) و کلام جدید(2) و مطالعه: تعلیقه‌های نهایه و تاریخ فلسفه اسلامی هانری کربن
پایه نهم: درس: نهایه الحکمه (2) و تلخیص الالهیات و مطالعه: شرح مبسوط منظومه و کلیات فلسفه و تاریخ ادیان
پایه دهم: درس: عرفان اسلامی و معرفت شناسی تکمیلی و فلسفه فلسفه اسلامی
                                                 

                                                                                                                   موفق و مؤید باشید
                                                                                                                  عبدالحسین خسروپناه
                                                                                                           موسسه حکمت نوین اسلامی
                                                                                                                      حوزه علمیه قم


برچسب‌ها: استاد خسرو پناه, روش تحصیل و تحقیق علوم عقلی و عرفانی, روش فلسفه آموزی و فلسفه پژوهی
[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد و الثناء لعین الوجود و الصلاة و السلام علی واقف مواقف الشهود محمد و آله امناء المعبود.

وقتی صحنه ای را از بالا نگاه می کنیم، اشراف و احاطۀ ما بسیار بیش از زمانی است که از درون به آن بپردازیم.

وقتی وارد شهری می شویم، آسان ترین راه برای آشنایی با آن شهر تهیۀ نقشۀ آن شهر است، نه گشت و گذار لذت بخش در آن. تهیۀ نقشۀ شهر، نگاه به شهر از بالا، از چشم یک پرنده یا از داخل یک هواپیما، یعنی صَرف نظر از جزئیّات و پرداختن به روابط و نسب کلان.

در مقابل، گشت و گذار در شهر عبارت است از دقت در جزئیات که انرژی و زمان فراوانی می طلبد و در نهایت نیز معلوم نیست ما را در جریان کامل کلیات و تجسّم درست نقشۀ هوایی قرار دهد، بلکه گاهی حیرت نیز می آفریند.

امام علی(علیهد السلام) به حارث بن حوط فرمود:

"یا حارث انّک نظرتَ تحتک و لم تنظر فوقک فَحِرتَ1"

ای حارث، تو به زیر پایت نگاه کرده ای و بالا را ندیده ای، لذا حیران و سرگردان شده ای.

برای ایمنی از این حیرت و سرگردانی در هر امری نیاز به بصیرت و معرفت نسبت به آن داریم. کسی که در هر کاری با بصیرت پیش رود از کار اندک خود بهره فروان می گیرد، اما کسی که بدون بصیرت و شناخت صحیح، حرکت می کند ممکن است پس از سال ها حرکت و تلاش در جای اول خود مانده باشد!

اما بصیرت چیست؟

بصیرت به معنای چشم باز داشتن و از بالا نگاه کردن است. بصیرت به معنای دائم به هدف نظر داشتن، اولویت ها را شناختن، راه ها را دیدن، نقشۀ کلان را پیش رو نهادن و حرکت از روی شناخت است و تنها به معنای " به کار خوب مشغول بودن" نیست.

امام صادق (علیه السلام) در رابطه با کار بی بصیرت می فرمایند:

"العامل علی غیر بصیرة کاسائر علی غیر الطریق لا یزیده سرعة السیر الّا بُعدا2"

کسی که بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که در بی راهه می رود. هر چه سریعتر حرکت کند دورتر می گردد.

امام علی (علیه السلام) نیز به کمیل فرمودند:

"یا کمیل! ما مِن حرکة الّا و انت محتاج فیها الی معرفة3"

کمیل! هیچ حرکت و رفتاری نیست مگر آن که تو در ان نیاز به معرفت داری.

یکی از مهم ترین و خطیر ترین حوزه هایی که قبل از ورود به معرفت و بصیرت نیازمند است، حوزه ی علوم عقلی و عرفانی است.

کسانی که به صِرف علاقه و اشتیاق به این علوم، دست به هر کتابی می برند و بدون روش و برنامه شروع به مطالعات پراکنده می کنند، نه تنها به نتیجه مطلوب نمی رسند بلکه در بسیاری موارد، نشاط علمی را از دست داده و دچار افسردگی علمی و حیرت و سرگشتگی روحی می شوند.

لذا بر مشتاقان و مریدان علوم عقلی و عرفانی شایسته بلکه بایسته است که این علوم الهی را با روش و شیوه صحیح و منظم دنبال کنند و هر کتابی را در جایگاه تعیین شده، تحصیل کنند.

محصّلان علوم عقلی و عرفانی دو دسته اند:

محصلان عمومی: این افراد کسانی هستند که خواهان تخصص و تبحّر و تعمّق در این علوم نیستند، از طرفی هم نمی خواهند از این علوم بی بهره باشند لذا می خواهند تا اندازه ای در خور و در  زمانی کوتاه مدت، از این علوم تحصیل و استفاده کنند.

محصلان تخصصی: این افراد کسانی هستند که گرایش اصلیشان به این نوع علوم معطوف است و دنبال تبحّر و تخصص و تعمّق در این دانش ها هستند به طوری که در انتهای سیر، صاحب نظر و اندیشه شوند و در سیر تطوّری و تکاملی علوم عقلی، نقش ایفا کنند. بی تردید این افراد برای رسیدن به این نتیجه به زمان زیادی احتیاج دارند که با اندیشه های مختلف آشنا شوند و آنها را بفهمند و هضم کنند و در نهایت اندیشمندی توانا در حوزه علوم عقلی و عرفانی گردند.

 برخی  از بزرگان و اندیشمندان معاصر و کسانی که این راه را طی کرده اند، برنامه هایی منسجم و منظم در شیوه تحصیل این معارف، ارائه کرده اند که ما در طی قسمت های مختلف آنها را در وبلاگ، به نفوس مستعده و شیّقه به کمال تقدیم خواهیم کرد، امید آنکه دلپذیر افتد و سالکان را راهنمای طریق باشد.

                                                                                   قوله سبحانه: انا لا نضیع اجر من احسن عملا

                                                                                                 کمترین: محسن دامادی پور

                                                                                                          1392/11/4             

                                                                                                       حوزه علمیه تبریز

پی نوشتها:

1. نهج البلاغه، خطبه262.

2. الکافی، ج1، ص43.

3. تحف العقول، ص171.


برچسب‌ها: روش تحصیل و تحقیق علوم عقلی و عرفانی, روش فلسفه آموزی و فلسفه پژوهی
[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ ] [ محسن دامادی پور ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منم آن تشنه دانش که گر دانش شود آتش
مرا اندر دل آتش همی باشد نشیمنها

طلبه ای هستم از جنس عشق، با رنگ بی رنگی، از دیار عالمان و دانشمندان و مجاهدان یعنی آذربایجان و تبریز.
این حجرۀ مجازی را فتح الباب کرده ام و می خواهم بنویسم امّا از چه؟
از هر آنچه دل تنگم می خواهد، می نویسم تا آه درونم را بر همگان بنمایانم و عشق و شور طلبگیم را بر دنیا بتابانم و برمیثاق طلبگی استوار و پایبند باشم، می نویسم از دردهای درونم که شاید مایۀ تسکین و آرامش جانم باشد،می نویسم از مناجات هایی که از هیجانات قلبی و درونیم بر می خیزد و می نویسم...
امیدوارم که دلپذیر افتد...
برچسب‌ها وب
2 (1)
تابلو اعلانات
تماس با ما
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله حاج میرزا عمران علیزاده
پایگاه اطلاع رسانی استاد حسن رمضانی
حامل اسرار
لوگوی ما
حجره طلبگی
بک لينک